سوال ۳: مقصود از ازدواج متعه چیست و چرا شیعه آن را حلال مى داند ؟
جواب ۳: نکاح پیوندى است بین زن و شوهر .
چـیـزى کـه هـست این پیوند , گاهى به صورت دائمى است و حد و مرزى براى آن در عقد , بیان نمى شود و گاهى همان ماهیت , به صورت محدود , موقت و با مدت معین است .
هر دو به عنوان ازدواج شرعى انجام مى گیرد وتفاوت این دو تنها در دائم و موقت بودن آن است .
در سایر خصوصیات بایکدیگر همانند و یکسانند .
شـرایـطى را که اینک یادآور مى شویم در نکاح متعه بسان ازدواج دائم معتبر است :1 - زن و مـرد باید مانع شرعى در ازدواج ; از قبیل نسب و سبب و دیگر موانع شرعى , نداشته باشند وگرنه عقد آنان باطل است .
2 - مهریه مورد رضایت طرفین باید در عقد ذکر شود .
3 - مدت ازدواج معین باشد .
4 - عقد شرعى اجرا گردد .
5 - فرزندى که از آنان متولد مى شود , فرزند مشروع آنان است .
همانگونه که براى فرزندان متولد شده با نکاح دائم , شناسنامه گرفته مى شود ,باید براى فرزندى کـه در نـتـیجه نکاح موقت متولد مى گردد , شناسنامه اخذ گردد و دراین مورد نیز تفاوتى بین عقد دائم و موقت وجود ندارد .
6 - نفقه فرزندان , بر پدر است و اولاد از پدر و مادر ارث مى برند .
7 - آنگاه که مدت ازدواج به پایان رسید , اگر زن در حد یائسه نباشد , باید عده شرعى نگه دارد و اگـر در اثـناى عده روشن شود که باردار است , باید از هر نوع ازدواج خوددارى کند تا وضع حمل نماید .
هـمـچـنین , سایر احکام ازدواج دائم باید در مورد متعه رعایت شود تنها تفاوت این است که چون ازدواج مـتعه براى رفع ضرورت ها تشریع شده است , هزینه زن بر عهده شوهر نیست و در صورتى که زن به هنگام عقد , شرط میراث ننماید , از شوهر خود ارث نمى برد .
و روشن است که این دو تفاوت , تاثیرى در ماهیت نکاح ندارند .
همگى معتقدیم که آیین اسلام , شریعت جاودانى و خاتم است که پاسخگوى تمام نیازهامى باشد .
ایـنک مى گوییم جوانى که به منظور ادامه تحصیلات خود باید سالهاى متمادى در یک کشور و یا شهر غریب به سر ببرد و به علت امکانات محدود , نمى تواند به ازدواج دائم دست یابد , در برابر خود سه راه مشاهده مى کند که باید یکى از آنهارا انتخاب کند :الف - به همان حالت عزب باقى بماند .
ب - در منجلاب فحشا و آلودگى ها سقوط کند .
ج - در چهارچوب شرایط یاد شده , با زنى که ازدواج او شرعا جایز است , براى مدت معینى ازدواج نماید .
در مورد صورت نخست باید گفت که غالبا با شکست روبرو مى شود , هر چند افراد انگشت شمارى مى توانند قید هر نوع عمل جنسى را بزنند و صبر و بردبارى پیشه سازند ولى این روش , براى همه قابل اجرا نیست .
فرجام کسانى که راه دوم را برگزینند نیز تباهى و بیچارگى است و از دیدگاه اسلام عملى است حرام .
و اندیشه تجویز آن به بهانه ضرورت , نوعى گمراهى فکرى و کج اندیشى مى باشد .
بـنـابراین , تنها راه سوم متعین مى شود که اسلام آن را پیشنهاد نموده و در زمان پیامبر نیز به آن عمل مى شد و بعدها مورد اختلاف واقع گردید .
در ایـنجا از یادآورى یک نکته ناگزیریم و آن این که : کسانى که از نکاح متعه هراس دارند و آن را نـامـشروع مى پندارند , باید توجه داشته باشند که همه فقها ومحققان اسلامى , نظیر آن را از نظر معنا , در عقد دائم پذیرفته اند , و آن این که زوجین , عقد دائم ببندند ولى نیت هر دو آن باشد که بعد از یک سال و یا کمترو بیشتر , به وسیله طلاق از هم جدا گردند .
روشـن اسـت کـه چنین پیوندى , به حسب ظاهر دائمى و در حقیقت موقت است و تفاوتى که این گـونه نکاح دائم با متعه دارد این است که متعه , در ظاهر و باطن , محدود وموقت است ولى این نوع ازدواج دائم , به ظاهر پیوسته و همیشگى و در باطن محدودمى باشد .
کـسانى که این نوع از ازدواج دائم را , که مورد پذیرش همه فقهاى اسلامى است ,تجویز مى کنند , چگونه از تشریع و تجویز نکاح متعه بر خود بیم و هراس راه مى دهند ؟
تا اینجا با ماهیت ازدواج متعه آشنا شدیم .
اکـنون وقت آن است که با دلائل حلال بودن و تشریع آن آشنا گردیم و شایسته است در اینجا در دو مرحله سخن بگوییم :1 - مشروع بودن نکاح متعه در صدر اسلام .
2 - نسخ نشدن این حکم شرعى در زمان رسول خدا .
دلیل روشن مشروع بودن متعه , این آیه است : فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه .
(1)- پس هرگاه , از آن زنان بهره مند شدید , مزد آنان را ( که مهر معین است )بپردازید .
الفاظ این آیه به روشنى گواه است که در مورد ازدواج موقت وارد شده زیرا :اولا : واژه استمتاع بکار رفته , که ظاهرا در مورد نکاح موقت است .
اگرنکاح دائم منظور بود نیاز به قرینه داشت .





